فاطمه جان احمدى
48
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
دامان جامعه اروپايى شكل گرفت و فرهنگى پديد آورد كه داعيهء جهانشمولى داشت و با نقد سنتها و نهادهاى كهنه سنتى - كه در رأس آن كليسا و انديشه مذهبى قرار داشت - تلاش نمود الگويى جديد براى تحولات درونى جامعه به دست دهد . كاملترين وجوه تمايز چنين تفكرى را مىتوان در آراى ميراثبَران رنسانس ، يعنى روشنفكران سده هجدهم جستجو نمود . نوخواهى و امروزىشدن و تمسك به الگوهاى مدرنيته غربى در ايران ، از عصر مشروطه توسط روشنفكران رواج يافت . آنان با انتقادى مداوم به سنت و نفى ارزشهاى آن به امروزىشدن روى آوردند و خواهان تسلط و گسترش نيروى ادارى دولت ، توسعه علمى و فنآورى و دگرگونى اجتماعى و نفى سنتها و باورهاى كهنه فرهنگى شدند . اما مىبايد توجه نمود كه خواست گذر از مرحله سنت به عرصه روزگار مدرن نيازمند لحاظكردن شرايط ، مقررات و اصولى است كه عدم توجه كارشناسانه به اين موارد آسيبهايى جدّى به جامعه وارد مىكند . « 1 » ناقدان مدرنيته معتقدند كه « گسست از سنت » و « مدرن شدن » نتوانست به معناى واقعى خود نزديك شود ؛ امرى كه مدرنيته را يا به نهليسم و يا به افقى تازهتر كه با ترديدى عميق همراه بود ، منتهى كرد . بنابراين جريان ديگرى به نام پسامدرن ايجاد شد تا بحران پديدآمده در نتيجهء رويارويى مدرنيته و سنت را سامان بخشد . « 2 » شايان توضيح است كه در متن جريان مدرنيسم ضمن وجود تعابير مختلف از ايجاد تغييرات ، دو جريان تنومند به موازات يكديگر در حركت بودند : گروهى كه نسبت به فرهنگ ، سنت و پيشينهء دينى خويش آگاهى داشتند و بر آن تاكيد مىورزيدند و گروه دوم كه بر همه آنچه در متن جامعه سنتى بود ، انگشت ترديد مىنهادند . نماينده دسته نخست ، بنيانگذار جريان مدرنيسم عرب و اسلام ، محمد عبده و مريد و شاگرد وى رشيد رضا « 3 » است كه آموزههاى دينى ، سياسى و فرهنگى خود را از مكتب سيدجمالالدين اسدآبادى فراگرفته بودند . نماينده جريان دوم نيز مصطفى كمال آتاتورك ، رهبر تجددخواهان تركيه و يا امانالله خان در افغانستان بود . جريان پستمدرنيسم در جوامع مسلمان براى تغيير گرايش به سمت هويت قومى و اسلامى كوشيد تا در تقابل با هويت وارداتى بيگانه يا غربى بايستد . اين جريان پيش از وقوع حوادث ناگوار
--> ( 1 ) . رابرت اچ لاور ، ديدگاههايى درباره دگرگونى اجتماعى ، ترجمه كاووس سيد امامى ، ص 99 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : داريوش آشورى ، ما و مدرنيّت ، ص 11 - 1 . ( 3 ) . اين انديشمند سورى سال 1865 در زمينه احياى تفكر دينى آثار متعددى نگاشت .